ذبيح الله صفا
876
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
برآورد آهى از جان غماندوز * كه چون من كيست در عالم سيهروز پى صيد آمدم با خاطر شاد * شدم آخر اسير دست صياد گر اين فكرم بخاطر نقش مىبست * كه صياد دگر صياد را هست قدم ننهادمى هرگز درين باغ * به ياد صيد دل را كردمى داغ * . . . برافگندند از خرگه نقابى * عيان شد در دل شب آفتابى جوانى كرد سر از خانه بيرون * چو گنجى كآيد از ويرانه بيرون نگارى با تغافل دوش بر دوش * وفا دارى باستغنا همآغوش رخى خالى ز خط آيينه كردار * قدش جا كرده اندر جان الفوار دو زلفش فتنهء آشفتهحالان * دو ابرويش پناه نوغزالان گشوده هندوى زلفش دكانى * بهر مويى نهاده نرخ جانى درين بازار كايمان پرخطر بود * متاع كس مياب و كس مخر بود به شوخى فارغ از حرف بدآموز * ز سر تا پا برنگ شعله جانسوز بلا و فتنه چاووشان راهش * اجل فرمانبر چشم سياهش بغارت داده چشمش خانمانها * نگاهش بسته راه كاروانها نمىشد سير چشمش از شكر خواب * مگر ديدار خود مىديد در خواب بجز آن چشم كس نشنيده هندو * كه چون تركان بخونخوارى كند خو 36 - كوثرى همدانى « 1 » مير عقيل كوثرى از سادات همدان و از شاعران سدهء يازدهم هجريست .
--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * خلاصة الاشعار مير تقى الدين كاشانى ، خطى . -